آدم نمی شوم !

جسمی شکسته و ... روحی پر از خراش

عاشق نمیشوم ، دلواپسم نباش !

دستانی از تهی ، پاهایی از ورم

فکر مرا نکن ، امروز بهترم ...

حال مرا مپرس ، چیزی مهم که نیست ...

این دل‌شکستگی ، اقرار بی‌کسی‌ست

درگیر من مشو ، همدم نمیشو

حوا مرا ببخش ... آدم نمیشوم ...

تقصیر تو نبود ، نه من نه بخت خود

تو عشق خط زدی ، من خواستم نشد

درگیر عادتم ، سرگرم خود شدم

در مرز یک سقوط ، دیگر نه تو نه من ...

از پشت این سکوت ، از این نقاب و نقش

حال مرا بفهم ، جرم مرا ببخش

امروز بهترم ... حوا بیا ببین

دل‌تنگ من مباش ، من مرده‌ام ... همین !

شکل خودم شدم ... تلخ و بدون ره

در انتهای خویش ، حال مرا بفهم

شکلی شبیه خود ، با چشم گریه‌سوز

باور نمیکنم ، آئینه را هنوز ...

از پشت این سکوت ، از این نقاب و نقش

حال مرا بفهم ، جرم مرا ببخش

امروز بهترم ، حوا بیا ببین

دل‌تنگ من مباش ، من مرده‌ام ... همین !

جسمی شکسته و ... روحی پر از خراش

عاشق نمیشوم ، دلواپسم نباش

دستانی از تهی ، پاهایی از ورم

فکر مرا نکن ، امروز بهترم ...

حال مرا مپرس ، چیزی مهم که نیست ...

این دل‌شکستگی ، اقرار بی‌کسی‌ست

درگیر من مشو ، همدم نمیشوم

   حوا مرا ببخش ..آدم نمیشوم ...

- مرتضی لطفی -

 

پ ن 1 : خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو

        سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو !

          ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم

        ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم !

        روشن ترین ستاره ام میخواهمت میخواهمت

          تو ماندگاری در دلم میدانمت میدانمت !

           ای همه وجود من نبود تو نبود من

           ای همه وجود من نبود تو نبود من

           ای همه وجود من نبود تو نبود من

           ای همه وجود من نبود تو نبود من

                     - شیدا شفیعی -

 

/ 0 نظر / 65 بازدید